العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
173
شرح كشف المراد ( فارسى )
كلّه « اسفار ج 6 ص 121 » . و نيز به فرمودهء فارابى : يجب ان يكون فى الوجود وجود بالذات و فى العلم براى او ثابت است هم عين ذات او راه ندارد پس هر كمال وجودى كه براى « اسفار ج 6 ص 124 » . و به قول آنسلم در سير حكمت در اروپا ص 91 : صفات خدا عين ذات او مىباشند ، خدا را نبايد گفت كامل است بلكه او عين كمال است و همچنين عادل نيست عدل است ، حكيم نيست حكمت است و . . . و صفات او همه يكى است و متعدد نيست . و بنا به فرموده شهيد مطهرى در جهانبينى توحيدى : توحيد صفاتى به معناى نفى هرگونه كثرت و تركيب از ذات خدا است ذات خدا در عين اينكه به اوصاف كماليه جمال و جلال متصف است داراى جنبههاى عينى نيست و الّا لازم مىآيد كه محدود باشد و چون ذات خدا نامحدود است صفات او هم نامحدود است . و به فرموده امام جعفر صادق ( عليه السلام ) : لم يزل اللّه جلّ و عز ربنا و العلم ذاته و لا معلوم و السمع ذاته و لا مسموع و البصير ذاته و لا مبصر و القدرة ذاته و لا مقدور . « توحيد صدوق ص 139 » . 2 - در مقابل قول اوّل بيشتر متكلمين اهل سنت مبتلا به شرك صفاتى شده و روىهمرفته سه قول از آنها ابراز شده : اشاعره مىگويند : صفات خداوند يك سلسله معانى زائد بر ذات هستند ولى قائم به ذات و از لوازم ذاتند و همانند خود ذات قديم هستند و خداوند قادر است به قدرتى كه قديم است و عالم است به علمى كه قديم است و حىّ است به حيات قديمه و . . .